سفارش تبلیغ
صبا ویژن
بــــــه سـمــتــــــــ رهایــــــــــــی

سلام،یک توضیح کوتاه:

پست این بارم یکمی  با پست های قبلی فرق می کنه.ایندفعه  براتون چند تا شعر میذارم که از  سروده های  دوست عزیزی هست که افتخار دادن و وبلاگ بنده رو برای  شعرهاشون انتخاب کردن .من هم با کمال میل قبول کردم و بدون کم و کاست و به اسم  خودشون  براتون میذارم.امید وارم خوشتون بیادو در ضمن شاید  این رویه در اینده هم  ادامه داشته باشه ،موفق باشید..

1.من از اعصار می آیم
از آن سوی نبودن ها
از آن سویی که باید بود و ای حسرت....
تو اینک لحظه ایی
آنی که باید بود
ومن در ژرفنای بودنت پنهان..
....
من از اعصار می آیم
از آنجایی که باید چشمهارا دادو آنک دید
از آنجایی که تن بارگرانی می شود بر دوش
از آنجایی که پارا دادو باید رفت
وتو اینی
تورا می فهمم ای اینک
وحجم بودنت را نیز
و آنچه بودی وهستی...
.......
من...
اما تو...
چه فرقی بین ما جاریست!!!!

 


2-می شمارم با سرانگشت تباهی
گاهگاهی روز ها را
می رود این از پی آن
بس شتابان
بوی ماندن می دهم
من در پس پشت شتاب گامهایش لیک...


3- مرا فانوس نه
دو چشم بدهید( هر چند به اندک سو)
که توانم دید
(نه پس دیوار
پیش پای خویش...

شاعر:مترسک


نوشته شده در یکشنبه 91/4/11ساعت 8:19 عصر توسط یاسر امینی نظرات ( ) |


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت